این سال تحویل ، عیدی ام را کی دهی مادر؟گاهی می اندیشم سفر ، یا در رهی مادردیشب به خوابم آمدی با چشم ِ اشک آلودباور کنم آیا ؟ ز حالم آگهی مادر؟رنگ خزان دارد بهارم بعد تو دیگر با جمله ای ، حرفی ، نمی سازی مرا مادر؟دائم مرا دعوت به صبر کردی خودت امادر پیش مرگ ؛ کوته چرا باز آمدی مادر؟رفتی و بعد از تو کسی جویای دردم نیستگه گاه لطفی کن ، بیا در خواب من مادر حبیب اوجاری۱۴۰۰.۱۲.۲۸
برچسب: نویسنده: آرشان کریمیپور تاريخ: سه شنبه 25 مرداد 1401 ساعت: 5:36